سیگنال‌هایی که از مغز و چشم در برابر پیری محافظت می کنند

سیگنال‌هایی که از مغز و چشم در برابر پیری محافظت می کنند

دانشمندان آمریکایی در بررسی جدید خود، به ارزیابی سیگنال‌هایی پرداخته‌اند که می‌توانند در روند پیری، محافظ مغز و شبکیه چشم باشند.

به نقل از فلوریدا نیوز تایمز، دانشمندان “بیمارستان تحقیقاتی اطفال سنت جود” (St. Jude Children’s Research Hospital) آمریکا در حال بررسی سیگنال‌هایی هستند که از ماهیچه اسکلتی به مغز فرستاده می‌شوند و بر آن تاثیر می‌گذارند.

این گروه پژوهشی، مگس‌های میوه و مدل‌های پیشرفته‌ای از سلول‌های مغز را مورد بررسی قرار دادند. دانشمندان بر سیگنال‌هایی تمرکز کردند که ماهیچه اسکلتی آنها را ارسال می‌کند. آنها دریافتند که این سیگنال‌ها، بر آنزیمی موسوم به “Amyrel amylase” مبتنی هستند.

دانشمندان دریافتند که تقلید از این سیگنال‌ها می‌تواند از مغز و شبکیه چشم در برابر پیر شدن محافظت کند. این سیگنال‌ها کار خود را با پیشگیری از تجمع پروتئین انجام می‌دهند. یافته‌ها نشان می‌دهند که شاید تنظیم این سیگنال‌دهی بتواند به غلبه بر بیماری‌هایی مانند فراموشی و آلزایمر کمک کند.

سیگنال‌هایی که از مغز و چشم در برابر پیری محافظت می کنند

“فابیو دمونتیس” (Fabio Demontis)، از اعضای این گروه پژوهشی گفت: ما دریافتیم که واکنش ناشی از عضله نه تنها می‌تواند بر عضله تاثیر بگذارد، بلکه به کنترل کیفیت پروتئین در بافت‌هایی مانند مغز و شبکیه کمک می‌کند. این واکنش می‌تواند طی روند پیری، از مغز و شبکیه محافظت کند.

این پژوهش در مجله “Cell Metabolism” به چاپ رسید.

صرفه جویی بدن انسان در مصرف آب رتبه‌بندی دانشگاه‌های جهان بر اساس چه معیارهایی هستند

شاید از این مطالب هم خوشتون بیاد:
تلسکوپ‌ها لحظه ادغام دو سیاه‌چاله را ثبت کردند
ترمیم صفحه نمایش موبایل با ماده‌ای جدید
اعطای نخستین حق اختراع به یک هوش مصنوعی
چرا برخی از افراد در برابر کروناویروس مقاوم‌تر هستند؟
ادغام انسان با ربات
نور آلزایمر را درمان می‌کند
سیملاروب ایران را تحریم کرد
تجهیزات مورد نیاز برای راه‌اندازی یک شبکه کامپیوتری
بی‌حوصلگی چراغ سبز اعتیاد برای نوجوانان
۵ دانشگاه برتر ژاپن
زنبورهای بی عسل ولی مفید
خانه بزرگترین و درخشان‌ترین ستارگان
================================
داستان کوتاه دلیل گریه
داستان کوتاه سکه طلا و نقره
داستان کوتاه موفقیت از زبان سقراط
داستان کوتاه سلطان محمود و گدا
داستان کوتاه خواجه و غلام قدرشناس

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *