نوحه عمه بابایم کجاست از سه دختر هندی
متن نوحه عمه بابایم کجاست
دل پریشانم که از بابم نمی آید صدا
عمه بابایم کجاست
دل پریشانم که از بابم نمی آید صدا
عمه بابایم کجاست
من نمی خواهم جدا گردم ز دشت کربلا
عمه بابایم کجاست
عمه می سوزد دلم بابم چرا نامد ز جنگ
گر بیاید گیرمش اندر بغل من تنگاتنگ
شو برون از خیمه بین بابم چراکرده درنگ
ذکر لا حول ولااز او نمی آید چرا
عمه بابایم کجاست
نوحه عمه بابایم کجاست از سه دختر هندی
نوحه هندی احساسی
گر نموده تشنگی قلب مرا عمه کباب
من نمی خواهم در این دشت بلا یک قطره آب
جای آب و جای نان عمه به من فرما جواب
ده به من یک پاسخی عمه تو از بهر خدا
عمه بابایم کجاست
عمه دیدار پدر آب حیاتم می دهد
چهره ی نورانی اش از غم نجاتم می دهد
جای عمویم پدر آب فراتم می دهد
گر بیاید میکند سیرآب طفلان فرات
شیهه اسب پدر ای عمه میاید به گوش
شوق دیدار پدر برد از سر من عقل و هوش
این صدا می افکند در خیمه ها جوش و خروش
تامد از میدان صدا از ساقه خیرالنساء
عمه بابایم کجاست
نوحه عمه بابایم کجاست از سه دختر هندی
نوحه هندی عمه بابایم کجاست
بر زمین ای ذوالجناح بر آتش اینسان می زنی
پای خود را بر زمین نالان و گریان میزنی
با غمت زخمی فزون بر قلب طفلان میزنی
در حرم از شیهه ات چه محشر کبرا به پاست
عمه بابایم کجاست
ذوالجناح برگو چرا زینت چنین شد واژگون
گو چرا ای با وفا یال تو گشته پر ز خون
چون کنم باور که از تو باب من گشته نگون
گو که اینک ذوالجناح باب من افتاده کجا
ذوالجناح ای مهربان اسب وفادار پدر
گو شنیدی در دم آخر تو گفتار پدر
بوسه باران میکنم یاد پدر یاد تو را
نوحه عمه بابایم کجاست از سه دختر هندی
عمه بابایم کجاست
ای خدا بابا چرا بر خاکها افتاده است
کی به حلقش از جفا شمشیر کین بنهاده است
آب آیا در دم آخر ورا کف داده است
یا که شد کشته لب عطشان ز جور اشقیاء
عمه بابایم کجاست



