محسن چاوشی | آهنگ متصل
محسن چاوشی | آهنگ متصل
این غزل را مولوی در وصف شمس و در اوج دلتنگی نوشته است و همانطور که در جریان هستید شمس به دلیل آزار و اذیت حسودان از قونیه خارج میشود و مولوی دلتنگ این خروج خطاب به مریدان و حاسدان میگوید :
جان منست او هی مزنیدش آن منست او هی مبریدش روح و روان من شمس است او را آزار ندهید ، آن من یعنی مال من ، او پادشاه وجود من است ،او را از من مرتب جدا نکنید (هی مبریدش ).
آب منست او نان منست او مثل ندارد باغ امیدش شمس مایه حیات و زندگی من است برای تکامل وجودم نیاز مند او هستم ،عالمی را که به من مینمایند از بهشت هم زیباتر و سرسبزتر است .
باغ و جنانش آب روانش سرخی سیبش سبزی بیدش مقایسه بین بهشتی که خود مولانا تا قبل از آشنایی باشمس تصور کرده بود و عالم معنا یا بهشت موعودی که شمس ذکر کرده را بیان میکند و میگوید اصلا قابل قیاس نیستند .
متصلست و معتدل است او شمع دلست او پیش کشیدش متصل ،پیوسته ،ملحق ،در اصطلاح عرفا به کسی که به وصل خدا رسیده است متصل یا واصل میگویند . شمس عارفی واصل و راه ارتباط من باخداست .(معتدل، ایجاد کننده اعتدال ) او باعث روشنی ضمیر انسان میشود او را به نزد خود فراخوانید .
هر که زغوغا وز سر سودا سرکشد این جا سر ببریدش اگر از روی قیل و قال و توهم در این دایره مستی هوی نفس کسی سریر آورد و خودنمایی کرد. یا ایجاد آشوب کرد مانع او شوید (سرببریدش، همانجا آتش هوس و قال را خاموش کنید ).
عام بیاید خاص کنیدش خام بیاید هم بپزیدش هر انسان با خیالات و توهمات ذهن اسیر قال (عام ) در این دایره قرار بگیرد باید از اندیشه رهاشده و در جرگه خاصان و سالکان قرار بگیرد و در طی طریق سلوک خامی خود را از دست بدهد و پخته شده به تکامل روح برسد .



