♬♬وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید♬♬♬♬وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید♬♬♬♬وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید♬♬♬♬وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چیشد♬♬♬♬من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی♬♬♬♬چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی♬♬♬♬یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود♬♬♬♬آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود♬♬♬♬وقتی که من عاشقم شدم شیطان به نامم سجده کرد♬♬♬♬آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد♬♬♬♬من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی♬♬♬♬چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی♬♬♬♬من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر♬♬♬♬چیزی در آن سوی یقین شاید یقین هم کیشتر♬♬♬♬آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود♬♬♬♬دیگه فقط تصویر من در مردمک های تو بود♬♬