رضا بهرام | از عشق بگو

رضا بهرام | از عشق بگو

دلداده توئم رویای هر شبی عاشق نمی شدم عاشق شدم ببین رفتی از کنارم اما رفتنت پر از معما هی گفتمت از عشق و باور گفتی از نگاه آخر هی راحت از این دل مرو که جانم می رود به هر کجا روانه شم صدایت می زنم جان من رها به سوی تو شد نگاه من اسیر موی تو شد دل به دریاها بزن از عشق بگو زیبای من به هر کجا روی کنار توئم جان جانانم توئی زیبا توئی رویا توئی قسم به جان من قسم نرو چشمانش دار و ندارم بود دار و ندارم کو من دلبستم به آنچه دلدارم بود دلبر نازم کو دل به دریاها بزن از عشق بگو زیبای من به هر کجا روی کنار توئم جان جانانم توئی زیبا توئی رویا توئی قسم به جان من قسم نرو جان جانانم توئی زیبا توئی رویا توئی قسم به جان من قسم نرو

نوشته های مشابه