خاطرات

خاطرات پزشکی

خاطرات پزشکی میتواند توصیف یکی از خنده دارترین و یا غم انگیزترین اتفاقات زندگی ما انسانها باشد.

به طور حتم هر یک از ما ایرانی ها حداقل یک خاطره از پزشک ، بیمارستان ، نحوه درمان و خلاصه هر چیزی که مرتبط با پزشکی هست رو داریم.

خاطرات پزشکی خودتو بنویس !

پس اگر شما هم بعد از خواندن خاطرات دیگر دوستان خود در پایین همین صفحه به شوق آمدین و خواستین خاطرات خود را منتشر کنید پیشنهاد میکنم عجله کنید!

منتظر خاطرات شنیدنی و جذاب شما هستیم.

پلی لیست بهترین اهنگ های ایرانی 
آرش APآرمین زارعی
آرون افشارآصف آریا
احسان خواجه امیریاحمد سعیدی
احمد سلواشوان
افشین آذریامو بند
امید آمری امید جهان
امید حاجیلی امیرعباس گلاب
امیر عظیمی امیرحسین آرمان
امیر علی امین بانی
امین رستمی ایهام
ایمان غلامی بابک جهانبخش
ایوان بندبنیامین بهادری
بابک مافیبهنام صفوی
پازل بندبهنام بانی
پویا بیاتیحامد زمانی
حامد برادرانحجت اشرف زاده
حامد همایونحمید عسگری
حسین توکلیحمید هیراد
حمید حامیرامین بی باک
راغبرضا بهرام
رستاک حلاجروزبه بمانی
رضا شیریرضا صادقی
رضا یزدانیزانیار خسروی
روزبه نعمت الهیسهراب پاکزاد
سامان جلیلیسیروان خسروی
سیامک عباسیسینا سرلک
سینا پارسیانشاهین بنان
سینا درخشندهشهرام شکوهی
سینا شعبانخانیعلی اصحابی
شهاب مظفریعلی زند وکیلی
شهرام ناظریعلی عبدالمالکی
علی خدابندهعلی یاسینی
علی سفلیعلیرضا پویا
علی لهراسبیعلیرضا طلیسچی
علیرضا افتخاریعماد طالب زاده
علیرضا روزگار فاضل دریس
علیرضا قربانیفرزاد فرزین
فرزاد فرخکامران مولایی
فریدون آسراییگروه سون
گرشا رضاییماکان بند
مازیار فلاحیمحسن ابراهیم زاده
ماهان بهرام خانمحسن یگانه
مجید خراطهامحمد علیزاده
محسن چاوشیمحمد معتمدی
محمد اصفهانیمحمد گلزار
محمد لطفیمرتضی اشرفی
محمدرضا شجریانمسعود صابری
مرتضی پاشاییمسیح
مسعود صادقلومهدی احمدوند
مهدی آذرمهدی مقدم
مهدی جهانیمهدی یغمائی
مهدی یراحیمهران مدیری
مهراد جممیلاد بابایی
مهرزاد امیرخانیناصر زینعلی
ناصر پورکرمهمایون شجریان
هوروش بندندیم
یوسف زمانی

نوشته های مشابه

‫3 دیدگاه ها

  1. من دانشجوی داروسازی ام ،ریزه میزه ام وقتی بیمارا میان برای خرید به همه میگن دکتر به من میگن دخترم

  2. در زمان دبیرستان ماههایی از سال را برای تامین هزینه های زندگی در یک شرکت تیر سازی (تولید تیر چراغ برق بتنی) کار میکردم،مدتی بود که سیمان پریده ود به چشمم و پلکم از داخل عفونت کرده بود.رفتم یه بیمارستان تخصصی آموزشی ،بعد از معاینه گفتن که بایستی جراحی بشه و گفتن نگران نباش جراحی سرپایی خواهد بود.در وقت مقرر رفتم بیمارستان و لباس اتاق عمل و بعد اتاق عمل گفتند جراح پزشک معروفی هست منم نگران نشم، بالاخره بی حسی موضعی ایجاد کردند و جراحی شروع شد ،چشم دیگرم هم پوشیده بود من دیدم استاد داره به دانشجویان توضیح میده روی چشم من ، فلانی این شالازیونه ببر و غیره ، حداقل 5 نفری بودند. بالاخره کار تمام شد و اومدم بیرون به امید اینکه هر طوری بود مشکل چشمم حل شد ، بعد از مدتی باز عفونت عود کرد رفتم سراغ یه بیمارستان آموزشی دیگه گفتن بایستی جراحی بشه من قبول نکردم ، رفتم بیرون یه چشم پزشک ، چند تا کپسول داد عفونت حل شد ولی اثار اون جراحی سرپایی فعلا هم باهام هست وسیله ای که باهاش پلکها را باز میکنن را اونقدر فشار داده بودن که الان یکی از پلاکهام کامل بالا نمیاد و افتادگی پیدا کرده و یکی از چشمام از دیگری بزرگتر هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *